ن نیست , احتمالن بعد از نوشتن این پست بروم و با برف سال آینده برگردم . خیلی بد است که من همه چیز را برای خودم سخت می کنم . بعضی موقعها انقدر زیاده روی می کنم که مثل آدمهای فلج به نظر میرسم . برای یک کار ساده تو بگو ظرف شستن حتی , باید یک سری تشریفات
داشته باشم که عمل ساده ظرف شستن را مثل یک معمای جنای
ی پیچیده می کند . حالا اگر بخواه
م همچنان از هر آنچه که هست بنویسم که دیگر مثل یک گره کور می شوم . امروز اصلن روز خوبی برای نوشتن نیست مخصوصن اگر دوشنبه ای باشد که شبیه جمعه است و صاحبخانه صبورمان کاسه صبرش لبریز شده و با همسرم تماس گرفته و خیلی مهربان پول کرایه خانه را یادآوری کرده باشد . البته من و همسرم از این یادآوری ایده گرفت
برچسب:
نویسنده: متین نجفی