یقا؟
بعدتر به این فکرمیکنم اگرزنی همه ی ِعمر دلش عشق خواسته باشد و نصیبش رنج ِحقیقت باشد و مشتی تنهایی ،باید چه بکند؟
اگر آنطرف داستان،مردی لم داده باشد ،بی خیال و آسوده،وحواسش پی ِتحلیل ِخیال این زن نباشد،آدم بایدچه ها کند ؟
دلم می خواهدهمه ی ِراه ها را بدوم .راه هایی که
ختم به روشنی ِزننده ای شوند که از پس ِتاریکی ِترسناک ِگذشته امده ..دلم می خواهد وبال ِگردن ِخیال هایی بشوم که یک روز گمان می کردم می شوند .اما چه کرده ام بااین چه ها و چراها؟
برچسب:
نویسنده: متین نجفی